ما چند تن بودیم . چند پرنده . بال هایمان را تازه شسته بودیم . دریا بود و ساحل بود . از روی نور که رد شدیم کسی ما را شکار کرد ... چــِرک .
و بعد گفت: کاش آن یک پرنده ی تنها کمی دیر آمده بود... ( موسی عامری )
منبع : فتوبلاگ منصور وحدانی

اینترنت جاسک در حدود ۲۴ ساعت قطع بود. روبروی مرکز اینترنت جاسک سیستم یک دستگاه لودر در حین انجام کار کابل های تلفن و دیتا متصل به این مرکز را از بین می برد و مرکز اینترنت بیسیم سریر هم از اولین ساعات بامداد جمعه به دلیل قطع و وصلی های فیبر ارتباطش قطع شده بود.
کابل بندرفجیره ( امارت ) - بندرجاسک ( ایران ) که اصلی ترین راه ارتباطی اینترنت ایران است به گفته مسئولین شرکت های زیر ساخت اینترنت کشور از ۱۲ بهمن به دلایل نامعلوم!!! قطع شده و ۳۰ درصد اینترنت کشور را دچار اختلال کرده و احتمالا تا بعد از ۲۲ بهمن باید با اینترنت کم سرعت دست و پنجه نرم کرد.
الان هم باران نسبتا شدیدی در شهر جاسک می بارد و شاهد آب گرفتگی خیابان های اصلی و کوچه های شهر هستیم و دلیلش هم آسفالت نامناسب سطح شهر است. هواشناسی هم اعلام کرده این وضعیت در جنوب و جنوب شرق ایران تا یکشنبه ادامه دارد.
الهی به امید رحمت های بی پایان تو...
هر وقت که باران می بارد به یاد شعر " باز باران با ترانه " اثر گلچین گیلانی می افتم :
باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا


آن مرد آمد...
آن مرد در شب آمد...
آن مرد آمد.آن مرد با تمام سختي ها آمد. اکنون آن مرد مانده تا با ما باشد. آن مرد نرفته بود که نیاید.او آمده که بماند ، بماند و نويد صبحي روشن را به دوستان خود بدهد...
آن مردآمد...
آن مرد درشب آمد...
آن مرد ايمان دارد که مي شود ، مي توانيم، چون مي خواهيم. خواستن ، يعني شدن يعني توانستن.يعني جاسکی مي تواند...
يعني جاسکی مي تواند پله هاي رشد و علم و ترقي را طي کند. جاسکی مي تواند آن هم در پرتو نور دين ، جاسکی مي تواند...
مي گفت زمان ترس و وحشت و عقب ماندگي گذشته است.امروز بايد شجاعانه ماند و برای پيشرفت جاسک تلاش کرد...
آن مرد آمد...
آن مرد در شب آمد...
تقدیم به یار دیرین ، همراه همیشگی ، همفکر و همکار خستگی ناپذیر خودم

نشستم به بخت خودمان گریه کردم
دوباره به حال بدمان گریه کردم
عجب روزگاری ٬ عجب سرنوشتی
به بخت بد و روزگار خودمان گریه کردم
ملک بوديم و آدمی گشته ايم
و ما زین که " آدم " شديم گریه کردم
دروغ و دورویی ٬ وفا را ؟ نجویی
چه دردی چه زخمی باز هم گریه کردم

تنفر ز مهر و خیانت به پاکی
من اما به حال دلمان گریه کردم
کجا شد مروت چه شد سادگی؟
ندانم چرا باز هم گریه کردم؟
نشستم ٬شکستم ز نیرنگ بيگانگان
چو دیدم جفا با دلمان ٬ گریه کردم
پناه غمی اشک ! فریاد غم
ز دست دل و بار غم گریه کردم
روزگار قريبي است...
شما هم گريه كنيد...

هفته قبل از طریق دوستان سیریکی با خبر شدم که در روز جمعه ۲ بهمن ۸۸ به مناسبت فرارسیدن سالگرد شهرستان شدن بندرسیریک همایش و گردهمائی بزرگی برگزار خواهد شد. صبح جمعه ساعت ۷:۲۰ به سمت بندرسیریک حرکت کردیم و ۸:۴۵ به ساحل مشترک گروگ و سیریک رسیدیم. ساحل تمیز و پاک و دریای آرام سیریک هر بیننده ای را به طرف خود جذب می کند. موقع ورود به ساحل دو تن از دوستان وبلاگ نویس منطقه استاد محمد آراسته ( وبلاگ گروگ تحریر ) و مسعود زرهی زاده ( وبلاگ مسعود زرهی زاده ) عضو شورای شهر سیریک به استقبال ما آمدند. محمد آراسته شخص نسبتا مسن ولی خوش تیپ و دل جوان و مسعود خان هم جوان ترین عضو شورای شهر سیریک که شخص فعالی در امور اجتماعی و شهری است با روی باز ما را پذیرفتند. نکته قابل توجهی که در ساحل سیریک به چشم می خورد حضور چند هزار نفری اهالی منطقه بیابان بود. زن و مرد ، پیر و جوان ، خرد و کلان همه و همه آمده بودند تا یک سالگی شهرستان شدن سیریک را جشن بگیرند.
ساعت ۹:۱۵ مسابقه دوومیدانی با حضور بیش از ۵۰ قهرمان ملی و کشوری آغاز شد و در پایان دونده استان فارس به مقام اول رسید. بعد از این مسابقه دوومیدانی مسابقه شترسواری آغاز شد و در پایان این مسابقه شترسوار اهل جلابی بندرعباس به مقام اول دست یافت.
نکته قابل توجه در مسابقه دوومیدانی حضور نوجوان ۱۲ ساله اهل یکی از روستاهای سیریک در بین قهرمانان بود که تا خط پایان نیز دوید و مورد تشویق تماشاگران و حتی شرکت کنندگان قرار گرفت.
پس از پایان این دو تورنمنت مراسمی در پارک ساحلی سیریک با حضور مسئولین کشوری ، استانی و منطقه برگزار شد. در این مراسم آقایان علیجانی نائب رئیس کنفدراسیون دوومیدانی آسیا ، کریمی رئیس فدراسیون دوومیدانی ایران ، سجاد مرادی و هادی سپهرزاد از قهرمانان دوومیدانی کشور در مسابقات بین المللی ، رئیس اداره کل تربیت بدنی هرمزگان ، روسای هیئت های ورزشی استان ، سید عبدالله هاشمی رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز ، استاد محمد خطیبی زاده عضو مجمع خیرین مدرسه ساز و... حضور داشتند. همچنین قرار بود که آقای سجادی معاون سازمان تربیت بدنی و کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال حضور داشته باشند که در آخرین لحظات به دلیل مشغله کاری نتوانستند خود را به این همایش بزرگ برسانند.
در پایان به ۱۰ نفر برتر مسابقه دو و ۳ نفر برتر مسابقه شترسواری و همچنین به ۳ تماشاگر هدایای نفیسی ( حج عمره بدون نوبت ، جایزه نقدی ۱ میلیون تومانی و تلویزیون رنگی ، موتورسیکلت و... ) اهدا شد. در پایان بار دیگر از ابراهیم دوستعلی زاده نوجوان ۱۲ ساله سیریکی تقدیر شد و از طرف فدراسیون دوومیدانی مبلغ ۱۰۰ هزار تومان اهدا شد و از او به عنوان قهرمان آینده کشور نام برده شد.
بعد از اتمام مراسم به همراه مسعود خان زرهی زاده به منزل ایشان رفتیم و با استقبال گرم او و خانواده اش مواجه شدیم. نهار را مهمان مسعود بودیم و بعد از اذان عصر به سمت جاسک حرکت کردیم.
برای مطالعه بیشتر و مشاهده تصاویر در مورد این تورنمنت بزرگ بر روی لینک های زیر کلیک کنید:
۱- وبلاگ گروگ تحریر ( استاد محمد آراسته )
۳- وب سایت سیریک نیوز ( 1 ) ( 2 )





