جاسک دچار مشکلات بزرگی است که نه تنها در مرور زمان از تعدادشان کاسته نشده بلکه با بی مسئولیتی و شانه خالی کردن بسیاری بر تعداد مشکلات افزوده شده است.
جناب فرماندار جدید الانتصاب پيش بيني مي كنم با انتصاب استاندار جديد هرمزگان در آينده نزديك بايد شاهد تغيير در پست فرمانداري جاسك باشيم و شخص ديگري جايگزين شما در جاسك شود كه از خداوند عاجزانه درخواست مي كنيم كه اين بلا را نازل نكند!!!
آقاي فرماندار از نان نمي گويم كه اين نان را مي شود به هر طريق خورد ، از خيابان هاي پر از چاله و نوع آسفالت بي كيفيت و كوچه هاي شهر جاسك نمي گويم كه به هر طريق مي توان در آنها تردد كرد و مي خواهم از جان و مال مردم بگويم.
آقاي فرماندار حتما خبر داريد كه ناامني در منطقه بيداد مي كند ، از تيراندازي و قتل و چاقوكشي تا آدم ربايي و سرقت ؛ و البته از تبديل شدن معابر شهر جاسك به گردشگاه احشام و شترهاي سرگردان و عدم اجراي صحيح قانون شيفت پزشكان در اورژانس بيمارستان كه فقط نامش را از بهداري به بيمارستان تغيير دادند و هيچ فرقي براي مردم نكرد.
آقاي فرماندار ؛ شهرداري از جمع آوري شترها در سطح شهر عاجز شده و نمي داند از دست شترها و احشام به كجا شكوايه كند ، آنها تا توانستند براي جمع آوري احشام و شترها بيانيه صادر كردند كه " آهاي مردم اگر جمع نكرديد جريمه مي كنيم و اگر باز جمع نكرديد باز جريمه و اگر باز جمع نكرديد به ما چه اصلا!!!" متاسفانه شهرداري در برابر صاحب احشام و شترها نتوانست اقتدار خود را نشان دهد و اكنون نه تنها جريمه نمي كند بلكه بيانيه هم صادر نمي كند. بگذاريد خاطره اي از دوران تحصيل در دانشگاه فسا برايتان نقل كنم:
" در يكي از روزهاي مياني سال ۱۳۸۶ يكي از دانشجويان شيرازي از من پرسيد كه شما اهل كجائيد و من هم با غرور گفتم بندرجاسك كه باعث خنده اش شد. مي دانيد چرا؟ او با صداي بلند كه مي خنديد و گفت: ديشب بخش خبري ۲۰:۳۰ فيلمي را پخش كرد كه بزها و گوسفندان خيابان ها را بند آورده بودند و يا آزادانه در پياده روها و بلوار اصلي شهر در حال استراحتند. دوستم در ادامه گفت : نكند شما مردم جاسك مانند هندي ها كه به گاو احترام ويژه اي قائلند براي اين حيوانات هم احترام قائل مي شويد؟ "
آقاي فرماندار اين فيلم نه تنها صاحبان شهر را از خواب بيدار نكرد بلكه در خواب ديگر فرو برد و از ياد بردند كه آن فيلم كه توسط يك مهندس اصفهاني ضبط شده آبروي بسياري از جاسكي ها را برد. جاسكي هايي كه از جاسك به عنوان يك بندر زيبا با ساحلي بكر براي دوستانشان ياد مي كنند.
آقاي فرماندار جديد الانتصاب ؛ شما به عنوان رئيس شوراي تامين امنيت شهرستان جاسك در قبال همه ناامني ها و جان و مال مردم منطقه مسئوليد. اگر شما در شوراي تامين مصوبه اي را براي برخورد شديد بامجرمان و مختل کنندگان امنیت و صاحبان شترهاي ولگرد که حداقل ماهی یک قربانی در شهر جاسک می گیرند تصويب كنيد همه مردم شما را دعا خواهند كرد. اين را تنها من نمي گويم بلكه بسياري از نخبگان و مردم جاسك با من هم عقيده اند كه تنها راه برون رفت از اين ناامني ها تشكيل جلسه توسط شوراي تامين امنيت شهرستان و دستور برخورد قاطع با صاحبان شترها و حتي دستور ذبح شترهاي ولگرد در صورت مشاهده در شهر و حومه و نیز برخورد قاطع و البته قانونی با مجرمان و ایجاد کنندگان ناامنی های اخیر است.
آقاي فرماندار ؛ ظهر جمعه صداي شيخ عقيل آرام و متين امام جمعه اهل سنت هم بابت اتفاقات اخير و سهل انگاري ها در آمده بود و حرف دل مردم را مي زد. از نيروي انتظامي گله مي كرد كه چرا با عوامل ناامني ها برخورد دوگانه مي كند و از بيمارستان شهر مي گفت كه برخي پزشكانش سهل انگاري هاي فراواني مي كنند. راستي از بيمارستان هم برايتان بگويم كه شب قبل يكي از دوستان كه از پرسنل شبكه بهداشت نيز هست مي گفت:در بیمارستان جاسک مرسوم است كه يك پزشك ۱۰ شبانه روز بدون استراحت در اورژانس شيفت مي دهد تا ۲۰ روز ديگر را به مرخصي برود در صورتي كه پزشكان اورژانس در مواقعي كه براي آرامش خود ، آماده كردن خود براي يك شيفت كاري ديگر و recovery نیاز به استراحت دارد. حتما بسیاری به این پزشکان مرحبا و آفرین می گویند که بدون استراحت کار می کنند ولی باید به عمق این موضوع نگریست که خود فاجعه ای بزرگ است . چند شب قبل زن ميانسالي به دليل سكته و خواب بودن پزشك اورژانس در بيمارستان جاسك درگذشت كه خواب بودن و دير آمدن پزشك به دليل نامنظم بودن زمان شيفت و استراحت آنان یکی از مهم ترین دلایل فوت این زن بود که متاسفانه وبلاگ های خبری جاسک آن را پوشش ندادند.
آقاي ناصر ناصري فرماندار عزيز ، به اين مشكلات برس كه خداي بالا سرت روزي به تو هم خواهد رسيد و دستت را خواهد گرفت و تنهایت نخواهد گذاشت.

بندرجاسک در قسمت جنوبی استان هرمزگان (در ابتدای دماغه خلیج فارس) قرار دارد و از شهرهای بسیار قدیمی به شمار می رود. مردم جاسک بلوچ هستند.
دوستان جاسکی جهت شرکت در مراسم ختم قرآن در شب 27 رمضان دعوت نموده بودند سحرگاه روز 26 همراه تعدادی از دوستان با دو دستگاه اتومبیل از زاهدان حرکت نمودیم. نزدیک نماز عصر به آنجا رسیدیم.
جهت افطار و شرکت در جلسه به محله یکبنی رفتیم. جلسه یکبنی تا ساعت 11 طول کشید .

نزدیک ساعت 12 به مرکز شهر و مسجد جامع (محل جلسه) رفتیم. از آنجا که ما مثل مردم آنجا به شب نشینی عادت نداشتیم و با توجه به اینکه همه روز را در حرکت بودیم شدیدا احساس خستگی می نمودیم.
جلسه خیلی طولانی شد طوری که وقتی نوبت سخنرانی من شد ساعت یک بود .
بالاخره ساعت 2 جلسه به پایان رسید. بخاطر طولانی شدن جلسه از اینکه شاید برای مردم مزاحمت ایجاد نموده بودم خیلی احساس ناراحتی می نمودم اما بعدا متوجه شدم مردم آنجا عادت به شب نشینی دارند. آنها در ماه مبارک رمضان اغلب تا دیر و حتی تا سحر بیدارند و در عوض روز را استراحت می کنند.

کوچولوهایی که تا ساعت دو بیدار بودند و به دقت به سخنان گوش می دادند.

ائمه جمعه و برخی از بزرگان جاسک

فرماندهان ارشد منطقه دوم نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران - بندرجاسک
منبع : وبلاگ ابوعمار - مولوی عبدالمجید اسماعیل زهی ( شه بخش )





