ساعت ۱۲:۱۵ ظهر چند صد متری محل نماز جمعه:
قدم زنان به سوی مسجد می رفتم که کلمه بنزین را شنیدم ، كلمه اي كه اگر محاسبه كنيم مهم ترين و پركاربردترين كلمه روز كشورمان حتي از سلام وجواب سلام شده است. ردٌ صدا را گرفتم تا به گلدسته هاي مسجد جامع رسيدم كه شيخ عقيل امام جمعه شهرمان از اين كلمه استفاده مي كرد. چنان مي غريد كه احساس كردم مناره مسجد سقوط مي كند. چند خطي را از گفته هاي شيخ را برايتان مي نويسم:
اي كساني كه در بالا بالاها نشسته ايد و براي بنزين تصميم گيري مي كنيد، آيا خبر داريد كه ما چه زجري از بي بنزيني مي كشيم؟ مردم شهرهاي بزرگ اگر از سواري هاي شخصي خود استفاده نمي كنند، مترو و خط واحد و تاكسي هاي درون شهري و... دارند، ما چه داريم؟شخص سرمايه دار به هر صورت بنزين مورد احتياج خود را از طرق مختلف نظير:خريد سهميه صيادان با قيمت آزاد ، خودروهاي در خانه پارك شده و... تامين مي كند ولي شخص فقير براي رفع احتياجات خود چه كند؟ بترسيد از آه مظلومان كه اگر اين فقرا و مظلومان آهشان پشت سرتان باشد ديگر هيچ از شما باقي نخواهد ماند.بترسيد از آه فقيري كه در ۱۰۰ كيلومتري شهر زندگي مي كند و با این وضعیت بنزین براي خريد كيسه آرد ۵۰۰ توماني بايد ده ها هزار تومان خرج كند. بترسيد از آه مظلومان. از رهبر و رئيس جمهور تقاضا دارم براي ما محرومان چاره و راهي بينديشند ووو ....
ولي كو گوش شنوا جناب شيخ عقيل!!! امروز شيخ محمد عقيل شهيك زهي امام جمعه اهل سنت جاسك بر خلاف ساير ائمه جمعه كشور سياست محافظه كارانه دفاع از سهميه بندي بنزين را كنار زد و در اقدامي شجاعانه ( به اعتقاد نمازگزاران جاسكي ) از بعضي نا عدالتي ها در مناطق محروم به شدت انتقاد كرد. خدا خيرش بدهد كه حرف دل مردم را از تريبون نماز جمعه به زبان آورد. تعطیل شدن برخی از آژانس های شهری هم از پیامدهای سهمیه بندی بنزین در شهر جاسک است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هم چنين با خبر شديم كه انجمن خيريه اي در بخش سيريك جهت شناسايي و كمك به دانش آموزان و دانشجويان بي بضاعت منطقه بيابان تشكيل شده است. در صحبتي كه با آقاي جمال الديني عضو هيئت موسس اين انجمن داشتيم ايشان از برنامه هاي وسيع و گسترده براي امور خيريه در سيريك و حومه خبر دادند. البته ربطي به بندرجاسك ندارد ولي كار خير دست ما را بازگذاشته است. براي اين دوست عزيز و ديگر اعضاي انجمن سبز سيريك آرزوي موفقيت مي كنم.

ستون عرش خدا قائم از قيام محمد
ببين سر به كجا مي كشد مقام محمد
حريم حرمتش اين بس كه در شفاعت محشر
بميرد آتش دوزخ به احترام محمد
دوستي ديشب از مردم و هشهريان سخت گلايه مي كرد و مي گفت: به چه دليل مراسم مولود خواني كه هر ساله در شب 27 رجب در مسجد جامع شهر جاسك برگزار مي شد ، برچسب بدعت بر آن زده اند و مردم از اين آئين دور شده اند. چرا ما و مردمان شهر ما به اين روز افتاده ايم. بايد حاج شهمراد لك نژاد و موسي آبكار و عيسي آذرآئين و ... كه در قيد حيات نيستند مولود خواني و مجلس گرداني مي كردند و يا آقاي موسي زاده سخنراني مي كرد كه دسته دسته مردم از همه جا به سوي مسجد جامع بيايند. حال كه آن بزرگواران نيستند و غلام روشني كه بعد از دست دادن فرزندش دل و دماغ خواندن ندارد و خميس مبارك زاده در بستر بيماري است و کسی جویای حالش نمی شود، نبايد به نام محمد مولود بخوانيم و دلها را بشوئيم و دور هم جمع بشويم؟؟؟ به اين يقين رسيده ام كه دل هاي مردم زمانه از قبل هم ناصاف تر كه حتي به نام محمد (ص) نمي توانيم شبي را دور هم باشيم!
يادش بخير سالها قبل كه جاي سوزن انداختن در مسجد جامع نبود ، من بودم و تو و آن بود و اين ها. سركله اي ها ، بازاري ها و سرريگي ها ، مقسايي و لوراني ها و... ، هر كدام دسته دسته مي آمدند. با اينكه در دل خود حسد و كينه اي نداشتند باز هم هم را در آغوش مي فشردند و از يكديگر حلاليت طلب مي كردند. آن هايي كه امروز مولود خواني را بدعت مي نامند سالها قبل براي برگزاري مولود پيش قدم تر بودند.
آيا آن روزها بازخواهند گشت كه مردم...
گريه قدرت صحبت كردن را از او گرفت و با صداي بلند به حال مردم زمانه گريست...
ما را چه شده؟؟؟ هنوز در بين مردم افرادي هستند كه حسرت روزهاي خوش گذشته را مي خوردند. هنوز كساني هستند كه مي خواهند جاي خالي قديمي ها را پر كنند ولي...
آن روزها كه بازنخواهند گشت ولي ما را چه شده كه نمي توانيم به آن روزها برسيم.

نمایشگاه عکس عبدالحسین رضوانی عکاس و وبلاگ نویس برجسته هرمزگانی از عصر چهارشنبه ۱۷ مرداد در فرهنگسرای طوبی بندرعباس به مدت ۱۰ روز برپا خواهد شد. در این نمایشگاه ۴۰ قطعه عکس رنگی از اتفاقات خبری سال به نمایش گذاشته می شود. در بنر تبلیغاتی این نمایشگاه چندین تصویر از طوفان گونو جاسک هم به چشم می خورد.

همچنین باید اضافه کنم که آقای رضوانی تنها عکاس غیر بومی بود که توانست تصاویری را که در طوفان گونو بندرجاسک شکار کرده بود را به خبرگزاری های مختلف مخابره کند. آقای رضوانی همه را برای بازدید از این نمایشگاه دعوت کرده اند. براي بازديد از وبلاگ آقای رضوانی ( مهدیسما ) کلیک کنید.
وعده ما: ۱۷ الی ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ از ساعت ۹ صبح الی ۱۲ ظهر و ۱۷ الی ۲۰ بعد از ظهر در فرهنگسرای طوبی ، نگارخانه مرحوم كوروش گرمساري

جشنواره خيرين مدرسه ساز در جاسك ، ارديبهشت ۸۵
*******************************************************************************
در اين تصوير دختران دانش آموز روستاي بحل با لباس هاي محلي براي مهمانان و خيرين مدرسه ساز سرود بلوچي مي خوانند. هيچ وقت اشك هاي دختر مرحوم كاشاني خير مدرسه ساز را در مراسم افتتاح مدرسه اي كه پدرش ساخته بود از ياد نمي برم كه خيلي از افراد را تحت تاثير قرار داد. در گوشه اي از مدرسه دكتر كاشاني يكبني چنين نوشته شده:
در بهار ۸۳ عاشقي سالك به نام دكتر مجتبي كاشاني به اين مدرسه قدم نهاد و نيت ساخت نمود...
......................................................................................................................
از دوستانی هم که طی این مدت با نظرهایشان مرا یاری کردند صمیمانه تشکر می کنم و از دوستانی که لینکشان در وبلاگ نیست هم عذر خواهی می کنم و سعی خواهم کرد تا چند روز آینده همه لینک ها را به ای وبلاگ انتقال بدهم.





