تبليغاتX
بندرجاسک
وب نوشته های یک جاسکی ( فرزاد بادروج )

به بهانه فرارسیدن دهمین سالگرد تولد اصلاحات در ایران اسلامی.

ده سال قبل در چنین روزهایی سید محمد خاتمی با کسب بیش از ۲۰ میلیون رای به عنوان پنجمین رئیس جمهور ایران بعد از انقلاب اسلامی انتخاب شد.

سال ۷۶ در سنین کودکی و در چنین روزهایی بدون اینکه از سیاست ایرانی سر در بیاوریم به هر در و دیواری که می رسیدیم پوستر خاتمی را می چسباندیم و یا با هر شخصی برخورد میکردیم میگفتیم خاتمی...خاتمی...خاتمی... . بزرگترها به ما می گفتند که شما حق رای ندارید چرا اینقدر خودتون را خسته می کنید. ولی این حرف ها در گوشمان فرو نمی رفت و با خود چنین فکر می کردیم که سرنوشت فردای ما در دستان این سید بزرگوار است.

                                 دستان سید محمد خاتمی

در آن روزها از یک آدم لال با علامت دست و دهان پرسیدم: میخوای به کی رای بدی؟ بنده خدا زبان نداشت نام کسی را به زبان بیاورد ولی با پیدا کردن پوستر کوچکی از خاتمی در جیب پیراهن خود من را متوجه کاندیدای مورد نظرش کرد. نام خاتمی در عرض چند روز خانه ها ، اماکن عمومی ، دولتی و غیر دولتی به تسخیر خود درآورد. اطرافیانم از او به عنوان کسی یاد می کردند که در فرداهای نه چندان دور جو خفقان آوری که گروه های فشار بوجود آورده بودند را خواهد زدود و امنیت و آزادی را برای جوانان ، دانشجویان ، روزنامه نگاران و... به ارمغان خواهد آورد.

ولی نهال اصلاحات که خاتمی به کمک مردم ایران کاشت ۸ سال بیشتر دوام نیاورد و در اثر سهل انگاری افرادی که خود را صاحب آینده این نهال می دانستند (( اصلاح طلبان پیشرو،حامیان معین و اصلاح طلبان سنتی،حامیان کروبی)) در برخورد با قطار ائتلاف اصولگرایان دچار حاثه شد و به کما رفت!!! و بعد از ۲ سال هم چنان در این حالت به سر می برد. و این گونه زحمات کودکان دیروز در به قدرت رساندن خاتمی بر باد رفت...


( لینک مطلب ) نوشته شده در مورخه :  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت : 15:28  توسط : فرزاد بادروج  |