شنبه ، روزی به یاد ماندنی برای همه دانش آموختگان و دانشجویان جاسکی بود. دیروز در سالن اجتماعات آموزش و پرورش از 185 دانشجوی دختر و پسر تقدیر شد. اجرا کننده این مراسم انجمن نوپای فخردانش به کمک مدیریت آموزش و پرورش جاسک آقای فلاح کهن بود.
ابتدای مراسم نوجوان خوش صدایی اومد و چند آیه از کلام الله را خواند واینقدر خوب و زیبا خوند که بسیاری از شرکت کنندگان مراسم تحسینش کردند و اون عزیز کسی نبود جز عبدالحمید ملایی.
مجری برنامه هنرمند قدیمی جاسک آقای بهرام بود که با اجرای زیبایش همه را به وجد آورد. آقای صدیقی از اعضای هیئت موسس انجمن فخردانش عملکرد خود و همکارانش را در این انجمن برای حضار تشریح کرد.
گروهی از اداره فرهنگ و ارشاد جاسک برای اجرای تئاتری با مضمون "علم بهتر از ثروت است" اومده بودند که بعد از اتمام این تئاتر می تونم با جرات بگم که امید به آینده ای درخشان در چهره بسیاری از دانشجوبان نمایان شد و ساده تر بگم بعد از اتمام تئاتر یه تکونی خوردن و به این نتیجه رسیدن که با علم میشه به درجات بسیار بالایی رسید. در اواسط برنامه از مرحومه شاکریان دبیر زحمت کشی که سالها برای موفقیت دانش آموزان دختر جاسکی در مراکز پیش دانشگاهی تلاش کرد تقدیر به عمل اومد. این عزیز از دست رفته چهارشنبه هفته قبل در سانحه رانندگی مسیر جاسک،میناب جان خود را از دست داد.
سید عبدالله زارعی که نماینده انجمن خیریه خاتم النبئین سورو بندرعباس و شخص استاد محمد صالح پردل در جاسک است سخنران بعدی بود که همه را به ادامه تحصیل و دست پیدا کردن به مدارک عالی تشویق کرد.
محمد فلاح کهن مدیریت آموزش و پرورش جاسک که الحق و النصاف کارنامه درخشانی را در مدت 4سال تصدی سکانداری این نهاد داشته به نکاتی علمی و تحقیقاتی در مورد منطقه جاسک اشاره کرد که قابل توجه بود. بعد از صحبت های آقای فلاح کهن از 185 دانشجوی جاسکی که در سال تحصیلی جاری وارد مراکز آموزش عالی و ... شده بودند تقدیر شد.
برای اهدا جوایز آقایان:شیخ محمد عقیل شیهک زهی امام جمعه اهل سنت، محمد فلاح کهن مدیر آموزش و پرورش،محمود محمودپور شهردار جاسک، محمد ابراهیمی رئیس شورای بخش مرکزی شهرستان جاسک ، محمد صبوری رئیس دانشگاه پیام نور، عباس اشرافی رئیس اداره ارشاد،حیدر حیدری نژاد هنرمند قدیمی و جز اولین افراد قبول شده در مراکز آموزش عالی در جاسک،مولوی حبیب الرحمن از چهره های مذهبی،عبدالطیف آدیش عضو شورای شهر،برنده از معتمدین شهر،سید عبدالله زارعی نماینده انجمن خیریه سورو بندرعباس حضور داشتند.
در آخر به عنوان عضو کوچکی از شورای مرکزی انجمن فخردانش از همه عزیزانی که پا به پای ما در برگزاری این مراسم زحمت کشیدند صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم و د ست تک تکشان را می بوسم.
برای دریافت فایل اسامی راه یافتگان به مراکز عالی و ... سال 85 در قسمت پائین کلیک کنید.
فایل اسامی راه یافتگان به مراکز عالی و... سال 85 بندرجاسک
سایز: ۴۸ کیلوبایت
مدت دریافت: حداکثر ۶۰ ثانیه
برای مشاهده فایل مورد نظر مجموعه برنامه های Office2003 یا برنامه Power Point را نصب کنید.

به جرات میتونم بگم که جاسک آرام ترین شهر در شب چهارشنبه آخر سال بود.
تنها چند تا کارتون آتش زدن و چند تا لاستیک ماشین و دو تا ترقه زدن همین... . من میگم مسئولین باید از جوون ها و مردم جاسک تشکر کنن. درسته که باید آداب و سنن را اجرا کرد ولی در انجام دادن این سنت های قدیمی آریایی هم نباید افراط کرد.
اما از عصر چهارشنبه وهمین دو ساعت قبل جاسک بگم.
حدودا ۵۰ قایق در سواحل مقسا ، سرکله ، یکبنی و... حرکات نمایشی اجرا کردند. همه قایقا یا سینه بالا می رفتن یا اینکه دور خودشون می چرخیدن. بعضی ها هم خانواده سوار کرده بودن بعضی هاشون هم بدون خانواده.بعضی هاشون توی آب اسکی می رفتن.سرنشینان بعضی از قایق ها وسط دریا پشتک میزدن و... خیلی ها هم لب ساحل وایستاده بودن و به عظمت خداوند نگاه می کردن بعضی ها هم آب تنی.
از ساحل دریا یه خورده دور شدم و اومدم توی شهر و دیدم که خیلی ها که برای خوندن فاتحه به قبرستان قدیمی شهر جاسک رفته بودن میان بیرون.
در آخرش میخوام بگم که جاسکی ها مثل بعضی ها بی ظرفیت بازی در نیاوردن و با روش های سالمی چهارشنبه آخر سال را جشن گرفتن. به همه جوونای جاسک هم بابت این تبریک میگم.
راستی چهارشنبه سوری شهر شما چطور بود؟؟؟

دقیقا 14 اسفند 84 بود که و حدودا یک ماهی از حذف وبلاگ قبلی ام می گذشت که کمبودی را در خودم احساس کردم و چیزی نبود جز وبلاگ نویسی!!! تصمیم خودم را گرفته بودم و با کمک یکی از دوستان فرشاد فرزاد پور وبلاگ بندرجاسک را با هدف معرفی این خطه از ایران اسلامی به کاربران اینترنتی ثبت کردم. طی این مدت با بسیاری از وبلاگ نویسان هرمزگانی در اینترنت و خارج از آن آشنا شدم که می توانم به عزیزانی نظیر: سیاورشن ، دکتر ابراهیم خواجه (از اینجا...از آنجا...)، موسی (ذهن زیبا)، شهرام عزیز(شهرام بلاگ)، مهدی اخلاصوند(بندرخوبم) ،هرا و ... اشاره کنم.
دقیقا شنبه 30 اردیبهشت 85 بود که با پیر و بزرگ وبلاگ نویسان هرمزگانی (سیاورشن) قراری گذاشتم که اگر اینجا کلیک کنید میدونید که در اون دیدار ما چی گذشت. در شبی بیادماندنی از آبان 85 به دیدار موسی عزیز (ذهن زیبا) مهدی اخلاصوند (بندرخوبم) دکتر ابراهیم خواجه عزیز(از اینجا...از آنجا...) و شهرام بزرگوار(شهرام بلاگ) رفتم. در آن شب بیادماندنی برای صحبت و بحث و تبادل نظر در پارک دولت بندرعباس دور هم جمع شدیم. دکتر از تجاربش در زمینه وب نویسی میگفت ، موسی از ذهن زیبایش صحبت می کرد ، مهدی از خواننده های بزرگ بندرعباس و کاست های آنان خبر میداد و بالاخره شهرام از فتوبلاگش تعریف میکرد. در اون شب هم با عیسی بلوچستانی خواننده بزرگ هرمزگانی هم در منزل آقای اخلاصوند گپی زدیم.
با هرا که 6 ماه میشه وبلاگش را به روز نکرده قبل از این دوستان ارتباط داشتم و بدون اغراق می توانم بگویم که بحران هایی برایم در وبلاگ قبلی پیش اومده بود با صحبت هایش کمکم می کرد.
و تجارب بسیاری در این زمینه کسب کردم و دهها اتفاق و رویداد دیگر برایم پیش اومده که هر کدام خاطره ای زیبا است. دوست داشتم و دارم که روزی با همه وبلاگ نویسان هرمزگانی در مکانی بنشینم و با هم گفت و گو کنیم.
الان که دارم این متن را می نویسم صدای گرم ناصر عبداللهی از اسپیکر نوت بوکم خارج میشه که خطاب به افراد غم زده میخونه:
مبه غمگین که خدا از غمگینون خوشی نتاد،چون که غم جونت اپوست تکشت بنده خدا،تا خدا هه غم بسوزون دل بکن پر از صفا، یکدم دل هاد بی خدا صد دم ابی دور از بلا، مشکلیت بودون مشکل گشایی هم اته، اگر درد اته بودون بی خو شفایی هم ات، ای ستون تا او ستون سایه خدایی هم ات والله، بیخودی غم مخو بللاه گول ماتم مخو، یکدم دل هاد بی خدا صد دم ابی دور از بلا...
حیفم اومد که این قطعه را ننویسم و یادی از ناصر فقید نکنم.یکی از تلخ ترین حوادث و خبری که در این یک سال بهم رسید رخ در نقاب خاک کشیدن صدای گرم جنوب بود.
و در آخر از همه دوستان عزیزم و وبلاگ نویسان بزرگوار و دیگر کاربران اینترنتی که در این مدت با نظرات خودشون من را به وبلاگ نویسی تشویق کردن صمیمانه تشکر و سپاسگذاری میکنم.





