راست میگن که باید قدر رمضان را دونست که شاید رمضان دیگری نصیبتان نشه. با خودتون فکر کنید چه کسانی در رمضان پارسال بودند ولی امسال در بین ما نیستند. چه افراد نازنینی در بین ما بودند که اینک جایشان خالی خالی است. ابتدا حاج شهمراد لک نژاد قاضی ، امین ، خطیب فقید جاسک که بعد از ماه عزیز رمضان دعوت خدای بزرگ را لبیک گفت و به آسمان ها پرکشید. عیسی آذرآئین فرهنگی و خیر نامدار منطقه جاسک که نه تنها خانواده اش بلکه همه مردم جاسک در سوگش عزادار شدند. بزرگان زیادی کی پس از دیگری دعوت حق را لبیک گفتند و به ابدیت پیوستند. جای همه آنها خالی...
همه ادما دارن لحظه شماری میکنن که ماه عزیز و دوست داشتنی رمضان کی شروع میشه ولی این را با خودتون فکر کردید که چرا این ماه خیلی زود میگذره و میره... حقیقتا رمضان را باید دوست داشت و قدرش را دانست. خیلی از آدما در این ماه انگار گمشده خود را پیدا میکنند و یک آدم متفاوتی میشن. اول رمضان به خودشان قول میدن که دیگه اون آدم سابق نیستن و سعی بر این دارن که تمام فکرشان را به نماز خواندن و عبادت معطوف کنند ولی چه زود قولشان شکسته میشه و از بین میره. به قول موسی عزیز ( ذهن زیبا ) که می نویسه: خیلی هایمان روزها را میشماریم تا رمضان برسد و مهم تر از آن شب های پر برکت قدر اما باز مثل همیشه آنقدر از خود غافل می شویم که در آخر ثواب یه آیه را نمی خریم چه برسد به شب نزول قرآن.

رمضان با تمام بزرگی و عظمتش از راه میرسه ولی بیائیم تا قبل از رسیدنش خود را برای استقبالش آماده کنیم. خوش بحال اون برادر یا خواهری که فرصت را غنیمت شمرده و به استقبال این ماه رفته اند و عهد بسته اند که در این ماه در جهت مغفرت و بخشش گناهانشان استفاده کنند و حسرت و افسوس به حال برادر و خواهرانی که با فرا رسیدن این ماه عزیز هنوز هم از خواب غفلت بیدار نشده و با بی تفاوتی و بدون احساس مسئولیت ، به گناهان گذشته خود ادامه میدهند و از این شانس طلائی استفاده نمی کنند.
شما چطور دوست عزیز خود را آماده کرده اید؟


۵ شنبه ۲۲/۱۰/۱۳۸۴ - پارک ساحلی جاسک. دیدار مردم جاسک با رئیس جمهور
چشمان منتظر به سوی جایگاه احمدی نژاد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: خبرگزاری مهر


با خودم گفتم:رسم خوش محبت چه زود از مد می افتد و عشق چه آرام در انعکاس نگاههای پرتردید در پراحساس ترین لحظه های بی احساسی رنگ می بازد_و دوستی چقدر غریبانه می میرد ولی ما هنوز هم دلخوشیم و هنوز هم می بالیم به این همه بی احساسی. من واقعا مانده ام مانده ام که اینجا کجاست؟ من در کجاو بین چه آدمهایی زندگی میکنم؟ بر روی این کره ی خاکی چه می گذرد؟ انسانیت کجاست؟و انسان واقعی کیست؟؟؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعد از شنیدن صحبت های این مادر به یاد گذشت و فداکاری قوم بلوچ افتادم. خانواده هایی بودند که جوانانشان را بر حوادثی نظیر: نزاع - تصادف از دست میدادند ولی گذشت می کردندو به جوانی دیگر زندگی را میدادند. بیائیم چشم ها را بشوئیم و تنها فرهنگ و گذشت را به مردمان پایتخت نشین یا شهرهای بزرگ منتسب نکنیم. مردمانی هستند در گوشه و کنار میهن بزرگمان که معنای فرهنگ گذشت و دوستی را بهتر درک میکنند.





