سلام. یکی از دوستان ( سیاورشن ) فراخوان انتخاب بانوی نمونه هرمزگانی را دروبلاگش راه اندازی کرده که در ان از همه بلاگرهای هرمزگانی و بازدید کننده های وبلاگش خواسته تا از منطقه خود یک بانوی نمونه را به هیئت داوران معرفی کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ این دوست عزیز بروید. برای ورود به وبلاگ سیاورشن کلیک کنید.


کسی از مردمان جاسک نسل اندر نسل تا به حال از فلسفه و انگیزه مردمانی که در قلعه معروف به صادرمن زندگی نموده اند اطلاع درستی ندارند و بعضی ها افسانه هایی درباره آنها گفته که به این شرح است:
مردمانی در روزگار گذشته در انجا سکونت داشته اند از دشمن خارجی خود بیم داشته زیرا مشاهده میشود که دژ یا قلعه فقط یک راه ورود و خروج دارد و دور تا دور آن خندق است. راههای عبور و مرور به درستی قابل دیدن است و خانه هایی که درست کرده اند بعضی از آنها در اثر بارندگی و مرور زمان از بین رفته اند و تنها آثار جزئی از آنها باقی مانده است.
موقیعت جغرافیایی: قلعه و غارهای صادرمن در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی دهستان جاسک کهنه واقع است و پس از پیمودن مقداری راه در طول رودخانه جاسک کهنه یک رودخانه فرعی در شمال رودخانه جاسک کهنه در محلی به نام کانیان نامیده میشود رودخانه صادرمن وارد رودخانه جاسک کهنه میشود.پس از پیمدن فاصله ای نه چندان دور در شرق این رودخانه راه باریکی مشاهده میشود که از پیمودن شیب های تند به داخل قلعه وارد میشود.
خانه ها و غارهایی در دل کوه ساخته و کنده شده که چشمان هر بیننده ای را جلب توجه میکند.در قسمتی که به مساجد معروف است غاری مشاهده میشود که تا به اکنون کسی وارد آن نشده و معلوم نیست غار است یا در اثر آب به غاری تبدیل شده است. چند خانه دیگر در مجاور آن دیده و سپس در جنوب آنها یک خانه سنگی است که یک تخته سنگ بزرگ درب آن را گرفته به خانه عروس و داماد معروف است و دور ان نیز خندق است. مردمان در گذشته قبرهایی نیز مشاهده کرده اند با توجه به موقیعت کوهستانی نباید قبرها محو شوند ولی ریش سفیدان میگویند که هر کسی نمی تواند آن را ببیند .
افسانه صادرمن: شخصی به نام صادرمن رئیس قبیله که از دشمنان خارجی خود به این قلعه پناه برده ساکن بوده و تا انجا یعنی پای قلعه دریا بوده و فسیلها و گوش ماهی و آثار دریا نیز مشهود است و میگویند دشمنان با نیرنگ مردمان مسلحی را در صندوق ها گذاشته وو به صورت هدایا و پیکش به رئیس قبیله میفرستند و از جاهایی که هنوز آثار طناب بالابر هویداست صندوق را به بالا میکشند. شبانگاه مردان داخل صندوق موقعی که مردمان در مسجد در نماز بوده اند از صندوق بیرون می آیند و به رئیس قبیله حمله میکنند و او را به قتل میرسانند. آثار خون و استخوان های پهلو و ستون فقرات تا ۱۰۰ سال پیش طبق گفته بزرگان قدیمی در مسجد مشخص بوده است. معلوم است که این دوران در دوران اسلام بوده و تمدن آنها از ظروف سفال که شکسته های آن به وضوح دیده میشود و از چراغهای پی سوز استفاده شده که هنوز آثار دود و بقایای سوختنی را بر روی دیوار می توان مشاهده کرد.
مجتبی مسعود

سالها قبل شب ۱۲ ربیع الاول در مسجد جامع شهر جای سوزن انداختن نبود. همه بودند و همه!
شیعه و سنی ، زن و مرد ، خرد و کلان ، کارمند و کاسب . در آن شب حتی صیادان هم به دریا نمیرفتند. همه خود را برای مراسم مولود آماده میکردند. از چند روز قبل کارها تقسیم میشد و معمولا مرحوم میرحسن قشمی بیشتر مخارج را تقبل می کرد و عموم مردم خصوصا آنهایی که نذرکرده بودند و حاجتشان برآورده شده بود هم شیرینی میخریدند و درپایان مراسم بین همگان تقسیم میکردند .
آنچه زیبا و جذاب بود تنها تقسیم نذورات و خبرات نبود بلکه عشق بود و محبت ، دوستی بود و صمیمیت که همگان را در شادی هم سهیم میکرد.
مرحوم میرحسن قشمی ، مرحوم موسی آبکار ، مرحوم حاج شهمراد لک نژاد و غلام روشنی از جمله کسانی بودند که مولود خوانی میکردند و حاضرین با تکرار مصراع های خاص آنان را همراهی میکردند. خصوصا وقتی غلام روشنی ( رسول مکی و مدنی ) را در نعت پیامبر اکرم (ص) میخواند انسان به وجد می آمد .
اینک از آن عشق و صمیمیت آن یکیرنگی و اتحاد و آن آغوش های باز و آن نگاههای پر مهر خبری نیست. هر کسی با خود و در خود بود و تنها تنها...
یکی میگفت: غبار کینه و عداوت و بغض و حسد قلب مردم را پوشانده ، چطور میشود با این قلب های زنگار بسته هم نشست و به عشق رسول الله سرود و مولود خواند، بله! با این قلب ها نمی توان عشق را ترنم کرد و نیاز است که ما ابتدا قلب هایمان را بشوئیم و زنگارها را بزدائیم و امید است هفته وحدت و سال پیامبر اعظم بهانه ای برای افزایش همبستگی اجتماعی و زدودن غبارها از قلب ها باشد که حقیقت چیزی جزء جلای قلوب و اذهان، از بدی و تاریکی ها نبوده است.
امیدواریم در مراسم هفته بعد میلاد پیامبر اعظم (ص) همه مردم اعم از شیعه و سنی ، مرد و زن ، خرد و کلان ، کارمند و بازاری غبار کینه و عداوت را از سینه های خود دور کنند و با قلبی پر از عشق به خدا و عشق به رسول خدا و عشق به برادر دینی خود دوشنبه شب برابر با ۲۱ فروردین و شب ۱۲ ربیع الاول به مسجد جامع بیایند ...




