اینترنت جاسک در حدود ۲۴ ساعت قطع بود. روبروی مرکز اینترنت جاسک سیستم یک دستگاه لودر در حین انجام کار کابل های تلفن و دیتا متصل به این مرکز را از بین می برد و مرکز اینترنت بیسیم سریر هم از اولین ساعات بامداد جمعه به دلیل قطع و وصلی های فیبر ارتباطش قطع شده بود.
کابل بندرفجیره ( امارت ) - بندرجاسک ( ایران ) که اصلی ترین راه ارتباطی اینترنت ایران است به گفته مسئولین شرکت های زیر ساخت اینترنت کشور از ۱۲ بهمن به دلایل نامعلوم!!! قطع شده و ۳۰ درصد اینترنت کشور را دچار اختلال کرده و احتمالا تا بعد از ۲۲ بهمن باید با اینترنت کم سرعت دست و پنجه نرم کرد.
الان هم باران نسبتا شدیدی در شهر جاسک می بارد و شاهد آب گرفتگی خیابان های اصلی و کوچه های شهر هستیم و دلیلش هم آسفالت نامناسب سطح شهر است. هواشناسی هم اعلام کرده این وضعیت در جنوب و جنوب شرق ایران تا یکشنبه ادامه دارد.
الهی به امید رحمت های بی پایان تو...
هر وقت که باران می بارد به یاد شعر " باز باران با ترانه " اثر گلچین گیلانی می افتم :
باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا

آن مرد آمد...
آن مرد در شب آمد...
آن مرد آمد.آن مرد با تمام سختي ها آمد. اکنون آن مرد مانده تا با ما باشد. آن مرد نرفته بود که نیاید.او آمده که بماند ، بماند و نويد صبحي روشن را به دوستان خود بدهد...
آن مردآمد...
آن مرد درشب آمد...
آن مرد ايمان دارد که مي شود ، مي توانيم، چون مي خواهيم. خواستن ، يعني شدن يعني توانستن.يعني جاسکی مي تواند...
يعني جاسکی مي تواند پله هاي رشد و علم و ترقي را طي کند. جاسکی مي تواند آن هم در پرتو نور دين ، جاسکی مي تواند...
مي گفت زمان ترس و وحشت و عقب ماندگي گذشته است.امروز بايد شجاعانه ماند و برای پيشرفت جاسک تلاش کرد...
آن مرد آمد...
آن مرد در شب آمد...
تقدیم به یار دیرین ، همراه همیشگی ، همفکر و همکار خستگی ناپذیر خودم
نشستم به بخت خودمان گریه کردم
دوباره به حال بدمان گریه کردم
عجب روزگاری ٬ عجب سرنوشتی
به بخت بد و روزگار خودمان گریه کردم
ملک بوديم و آدمی گشته ايم
و ما زین که " آدم " شديم گریه کردم
دروغ و دورویی ٬ وفا را ؟ نجویی
چه دردی چه زخمی باز هم گریه کردم

تنفر ز مهر و خیانت به پاکی
من اما به حال دلمان گریه کردم
کجا شد مروت چه شد سادگی؟
ندانم چرا باز هم گریه کردم؟
نشستم ٬شکستم ز نیرنگ بيگانگان
چو دیدم جفا با دلمان ٬ گریه کردم
پناه غمی اشک ! فریاد غم
ز دست دل و بار غم گریه کردم
روزگار قريبي است...
شما هم گريه كنيد...
هفته قبل از طریق دوستان سیریکی با خبر شدم که در روز جمعه ۲ بهمن ۸۸ به مناسبت فرارسیدن سالگرد شهرستان شدن بندرسیریک همایش و گردهمائی بزرگی برگزار خواهد شد. صبح جمعه ساعت ۷:۲۰ به سمت بندرسیریک حرکت کردیم و ۸:۴۵ به ساحل مشترک گروگ و سیریک رسیدیم. ساحل تمیز و پاک و دریای آرام سیریک هر بیننده ای را به طرف خود جذب می کند. موقع ورود به ساحل دو تن از دوستان وبلاگ نویس منطقه استاد محمد آراسته ( وبلاگ گروگ تحریر ) و مسعود زرهی زاده ( وبلاگ مسعود زرهی زاده ) عضو شورای شهر سیریک به استقبال ما آمدند. محمد آراسته شخص نسبتا مسن ولی خوش تیپ و دل جوان و مسعود خان هم جوان ترین عضو شورای شهر سیریک که شخص فعالی در امور اجتماعی و شهری است با روی باز ما را پذیرفتند. نکته قابل توجهی که در ساحل سیریک به چشم می خورد حضور چند هزار نفری اهالی منطقه بیابان بود. زن و مرد ، پیر و جوان ، خرد و کلان همه و همه آمده بودند تا یک سالگی شهرستان شدن سیریک را جشن بگیرند.
ساعت ۹:۱۵ مسابقه دوومیدانی با حضور بیش از ۵۰ قهرمان ملی و کشوری آغاز شد و در پایان دونده استان فارس به مقام اول رسید. بعد از این مسابقه دوومیدانی مسابقه شترسواری آغاز شد و در پایان این مسابقه شترسوار اهل جلابی بندرعباس به مقام اول دست یافت.
نکته قابل توجه در مسابقه دوومیدانی حضور نوجوان ۱۲ ساله اهل یکی از روستاهای سیریک در بین قهرمانان بود که تا خط پایان نیز دوید و مورد تشویق تماشاگران و حتی شرکت کنندگان قرار گرفت.
پس از پایان این دو تورنمنت مراسمی در پارک ساحلی سیریک با حضور مسئولین کشوری ، استانی و منطقه برگزار شد. در این مراسم آقایان علیجانی نائب رئیس کنفدراسیون دوومیدانی آسیا ، کریمی رئیس فدراسیون دوومیدانی ایران ، سجاد مرادی و هادی سپهرزاد از قهرمانان دوومیدانی کشور در مسابقات بین المللی ، رئیس اداره کل تربیت بدنی هرمزگان ، روسای هیئت های ورزشی استان ، سید عبدالله هاشمی رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز ، استاد محمد خطیبی زاده عضو مجمع خیرین مدرسه ساز و... حضور داشتند. همچنین قرار بود که آقای سجادی معاون سازمان تربیت بدنی و کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال حضور داشته باشند که در آخرین لحظات به دلیل مشغله کاری نتوانستند خود را به این همایش بزرگ برسانند.
در پایان به ۱۰ نفر برتر مسابقه دو و ۳ نفر برتر مسابقه شترسواری و همچنین به ۳ تماشاگر هدایای نفیسی ( حج عمره بدون نوبت ، جایزه نقدی ۱ میلیون تومانی و تلویزیون رنگی ، موتورسیکلت و... ) اهدا شد. در پایان بار دیگر از ابراهیم دوستعلی زاده نوجوان ۱۲ ساله سیریکی تقدیر شد و از طرف فدراسیون دوومیدانی مبلغ ۱۰۰ هزار تومان اهدا شد و از او به عنوان قهرمان آینده کشور نام برده شد.
بعد از اتمام مراسم به همراه مسعود خان زرهی زاده به منزل ایشان رفتیم و با استقبال گرم او و خانواده اش مواجه شدیم. نهار را مهمان مسعود بودیم و بعد از اذان عصر به سمت جاسک حرکت کردیم.
برای مطالعه بیشتر و مشاهده تصاویر در مورد این تورنمنت بزرگ بر روی لینک های زیر کلیک کنید:
۱- وبلاگ گروگ تحریر ( استاد محمد آراسته )
۳- وب سایت سیریک نیوز ( 1 ) ( 2 )
به پیشنهاد محمد فلاح کهن مدیر آموزش و پرورش جاسک و به همت استاد حسین بهرام از فرهنگیان بنام جاسک ، قرار بر این شده که بیش از ۵۰۰ نفر از فارغ التحصیلان و ۹۰ نفر از مدرسین دبیرستان های جاسک از بدو تاسیس (1343) تا 15 سال قبل ( نظام قدیم ) را در همایشی به نام روزی به یاد دیروز گرد هم بیاورند تا به نوعی قدیمی ها و امروزی ها به هم وصل و فاصله بین نسل ها هم کمتر شود.
آقای بهرام می گفت : کار خیلی بزرگ و سختی پیش رو داریم ولی با بسیاری از دوستان صحبت می کردم جواب همه آنها آری پر از انرژی و نشاط و امید بود و گاهی بسیاری پس از شنیدن پیشنهادم اشک می ریختند و باورشان نمی شد که قرار است تا مدتی دیگر هم کلاسی ها و معلمین خود را ببینند و به یاد دیروز دور هم جمع شوند. پس از دیدن این اشک ها متوجه شدم که این اشک ها ، اشک شوق اند و مصمم شدم که باید بشود.
حسین بهرام از از همکاری بسیاری از فرهنگیان و همچنین دانش آموزان قدیمی و حتی مدرسین سابق در اجرا و جمع آوری اطلاعات خبر داد و افزود: طی این مدت جلساتی برگزار شده و نیز ستادهایی برای بررسی کار و برآورد تمهیدات لازم تشکیل شده و هر چهد بیشتر پیش می رویم اهمیت کار را دو چندان می بینیم و احساس به همکاری و تلاش را بیشتر احساس می کنیم.
حسین بهرام در مورد همایش و میزبان آن گفت که این گردهمائی نه میزبان دارد و نه مهمان بلکه همه از خود هستند.
همچنین بسیاری از دوستان در تلاش هستند ولی باز هم احتیاج به نظرات ، راهنمائی و پیشنهادات همه شما بزرگواران هستیم و اگر آدرس ، تلفن دوستان و اساتید قدیم را دارید هم به ما بفرستید که این کمک بسیاری برای برگزاری هر چه بهتر و با شکوه تر این همایش می کند.
زمان برگزاری همایش چهارشنبه 1۳ اسفند 1388 مصادف با 1۷ ربیع الاول ( روز میلاد پیامبر اسلام به روایتی ) و ۴ مارس ۲۰۱۰ است و ساعت و مکان برگزاری این گردهمائی بزرگ متعاقبا اعلام خواهد شد.
همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر و یا ارسال اطلاعات در مورد اساتید و دانش آموزان قدیمی می توانید به سایت ها و وبلاگ های زیر مراجعه کنید :
1- سایت مدیریت اموزش و پرورش شهرستان جاسک
2- وبلاگ جاسک نو ( استاد حیدر حیدری نژاد )
3- وبلاگ بندرجاسک ( فرزاد بادروج )
4- وبلاگ جاسک نیوز ( حسن آتش زبان )
5- وبلاگ جاشک سبز ( حسین آتش زبان )
و نیز با شماره تلفن : 2933 522 0766 ( آمورش و پرورش جاسک ) و شماره همراه 0788 197 0917 حسین بهرام تماس حاصل فرمائید.
همه شما رسانه شوید و به گوش همه برسانید که روزی به یاد دیروز خواهد رسید...
نگاه گرم تو
در نگاه گرم تو اُن مهربانی مِه مَوا * در صدای نرم تو بلبل زبانی مِه مَو
در سکوتت خیلی چیز هَه ، پا بَه ای دوست عزیز * به خدا اُن شیرینی و شیرین زبانیت مِه مَوا
دل بُبَر وا غنچه ی خندان و اُن لعلِ لُوِت * بهتر اَ اُن غنچه ی خندان و لو لعلت مَوا
اَ دلی که یَه زمانی مثل دریا آرامی نَهَه * جنبش و جوش و خروش روزان خُوَش مِه مَوا
دلبر درد آشنا ، غم بِی چه آمُختَه ی روی تواِن * از تو اُن شور و نشاط و شادمانی مِه مَوا
حسین بهرام - با الهام از شعر : نگاه سرد تو اثر استاد غلام وکیلی
****************************
روزان خُوش
یاد روزانی که خوش هستَه ، غم و غصه بی خیالش
آخه نیسته یا کم هسته
مدرسه ، ای داد و بیداد یادمو رَ بِتون بگیم ما
بهترین جای ما هسته
په بیِی یه بار دیگه ، یاد روزان خُوَش خو
پاس بَداریم با یه دسته
دسته معلم و چوکان ، چوکان شیطان دیروز
چوکان خُوَش گذشته
حسین بهرام
بازیکنان و پیشکسوتان باشگاه ورزشی اروند امروز ظهر ساعت ۱۴ در بهشت زهرا جاسک حاضر شدند و در کنار مزار بازیکن سابق تیمشان امید طاهری به او ادای احترام کردند.

قبل از شروع بازی اروند و عبد بازیکنان ، مربیان و سرپرستان دو تیم با اهدا و گذاشتن گل درکنار عکس آن مرحوم یاد و خاطره او را گرامی داشتند. همچنین قبل از شروع مسابقه داور مسابقه سوت یک دقیقه سکوت را به احترام آن مرحوم به صدا درآورد و حدود ۱ دقیقه سکوت بر استادیوم ورزشی شهید لشکری حکمفرما شد.( امروز اولین مسابقه تیم فوتبال اروند پس از درگذشت امید طاهری بود ).
بازیکنان تیم اروند با چسباندن تصویری از کاپتان امید بر روی سینه های خود وارد زمین مسابقه شدند.





روحش شاد و یادش گرامی باد...
بزرگداشت مرحوم امید طاهری روز پنج شنبه ۲۴ دی ۸۸ ساعت ۱۴:۳۰ در استادیوم ورزشی شهید لشکری شهر جاسک قبل از دیدار دو تیم اروند و عبد برگزار خواهد شد.
لینک های مرتبط : ( کلیک کنید )
سکانس اول :
عصر پنجشنبه 28 آبان 88 استادیوم شهید لشکری شهر جاسک دقیقه 48 مسابقه فوتبال
فوتبالیستی در میان زمین نقش بر زمین می شود و دقایقی بعد او را به بیمارستان منتقل می کنند.
از وضعیت مصدوم اطلاعی نیست و سرمربی شهرداری پیشنهاد تعطیلی بازی را می دهد ولی مسئولین برگزاری مسابقه اصرار به ادامه مسابقه دارند.
خبر آمد که بازیکن مصدوم را دیگر در میادین فوتبال نمی توان دید ، خبر آمد که کاپتان امید جاودانه شد. همین خبر باعث شد تا بسیاری از هم بازی های او و حتی مربی تیم مقابل احساساتی شوند و اعتراض های شدیدی را نسبت به نبود تجهیزات پزشکی کنند و حتی برخی صحبت های تندی علیه هیئت فوتبال و مسئولین ۱۱۵ جاسک بزنند. ( بعدها شخصا تحقیقاتی انجام دادم که مشخص شد این بازیکن فوتبال به دلیل پمپاژ زیاد خون از قلب به ریه و مشکل در دستگاه قلبی و دریچه میترال فوت شده و در لحظات اول که بازیکن مصدوم به زمین افتاده بود اگر حداقل یک بهیار و یا آمبولانس دارای دستگاه ساکشن در زمین ورزشی حضور داشت ، شاید امروز امید را می دیدیم )
سکانس دوم :
صبح سه شنبه 3 آذر 88 کمیته انضباطی هیئت فوتبال جاسک
شهسوار لشگری مربی شهرداری از همراهی تیمش در 3 بازی و پرداخت 50 هزار تومان جریمه می شود!!!
مرتضی ذاکری دروازبان اروند به دلیل فحاشی توبیخ می شود!!!
ابراهیم کلانتری مربی تیم جاسک کهنه هم دچار محرومیت مشابه به شهسوار لشگری شده است.
لازم دیدم در مورد احکام صادر شده توسط این کمیته نقدی بنویسم و امیدوارم این مطلب را به حساب نقد و انتقاد بگذارند نه اینکه مورد دیگر!!!
به اعتقاد من حادثه روز 28 آبان در استادیوم ورزشی شهر جاسک که بازتاب فراوانی در رسانه ها داشت ( از بالاترین تا تابناک ، بی بی سی و حتی شبکه های ماهواره ای و... ) که منجر به فوت فوتبالیستی شد یک اتفاق و رویداد بزرگ و نادری حتی در سراسر جهان بود و این کمیته محترم با توجه به جو به وجود آمده در آن لحظات و احساساتی شدن بسیاری نباید این احکام را صادر می کرد و اگر هدف از این احکام نشان دادن قاطعیت این کمیته است ، ای کاش این قاطعیت را در جاهای دیگر و در اتفاقات دیگر نشان می دادند و نه در این روز که حادثه بزرگی اتفاق افتاده و انتظار این بود که با رأفت با این افراد برخورد می شد.
شهسوار لشگری مربی با اخلاقی است که همیشه شاهد بوده ام که بازیکنان تیمش را یک ساعت قبل از شروع بازی وارد زمین می کند و حداقل نیم ساعت را در مورد اخلاق با بازیکنانش صحبت می کرد و نیز بارها دیده ام که در موارد انضباطی به داد همین کمیته می رسید و همکاری می کرد. وی ادعا می کند که حکم صادره در غیاب او و بدون شنیدن دفاعیاتش صادر شده و اگر چنین باشد که کمیته بدون شنیدن دفاعیات این مربی حکم را صادر کرده پس به عدالت موجود در این کمیته باید شک کرد!!!
مرتضی ذاکری دروازبان تیم اروند و هم بازی مرحوم طاهری وقتی خبر درگذشت دوستش را شنیده ناراحت شده و از روی احساسات حرف هایی زده و باید جو موجود و احوال بازیکنان در نظر گرفته می شد و بعد حکم را صادر می کردند ولی متاسفانه هیچ ملاحظه ای نشده و احکام را صادر کردند.
ابراهیم کلانتری مربی جاسک کهنه که آن روز به عنوان یک تماشاگر باز هم از روی احساسات صحبتی را به زبان آورده چرا دچار محرومیت شده است؟ این یک سوال است که هنوز به جوابش نرسیده ام ولی احساس می کنم در قبال این این فرد هم حکم نا مربوطی صادر شده و چه بسا که این حکم باعث سرخوردگی این مربی جوان شود.
اگر کل ورزشکاران و حاضران هم هر حرفی در آن روز زدند همه از روی ناراحتی و اندوه و احساسات بوده و نباید کمیته انضباطی این حکم های نسبتا سنگین را صادر می کرد و بهتر این بود که همه حرف های گفته شده را ناشنیده می گرفتند.
سکانس سوم :
آینده...
عصر پنجشنبه 24 دی88 و در اولین مسابقه تیم اروند بعد از درگذشت هم بازیشان " کاپتان امید طاهری "
مردم جاسک از هر گروه و طایفه ، از هر مذهب و نژاد از قدیم الایام در اجرای برنامه های مذهبی در کنار هم بوده اند. بزرگترها می گویند سال ها قبل اکثر بازیگران و گردانندگان تعزیه خوانی ها ، سنی مذهب ها بودند و دلیلش هم اعتقاد و باور آنها به واقعه عاشورا و امام حسین ( رض ) و نیز علاقه و محبت شان به خاندان پیامبر بوده و سنی های جاسک با مشارکت در چنین مراسم هایی خود را شریک عزا و ماتم می دانستند. اکثر سنی های جاسک در کنار برادران و همشهریان شیعه خود نذر های خود را با پخش و توزیع مواد غذایی و ... در روز عاشورا ادا می کردند. اگر به مراسم های تعزیه خوانی در جاسک سری بزنید و نگاهی به تماشاگران هم بیندازید متوجه خواهید شد که اکثر تماشاگران هم سنی مذهب هستند و دلیل این استقبال ، علاقه و باور مردم سنی مذهب جاسک به عاشوراست.
در مولودی خوانی ها هم برادران شیعه مذهب هستند که در کنار سنی ها حاضر می شوند و به همکاری و مولودی خوانی با برادران سنی خود می پردازند.
سنی ها و شیعیان جاسک سال ها در کنار هم با اخوت و برادری زندگی کرده اند و هیچ مورد مذهبی نبوده که باعث جدایی و تفرقه بین این مردم شود. از سال های دور که سید محمد عالم ( ره ) در این شهر زندگی می کرده تا 20 سال قبل که حاج احمد مسقطی ( ره ) در قید حیات بودند و تا این سال ها که حاج شهمراد لک نژاد ( ره ) در بین مردم بودند ، تمام مردم جاسک ( سنی و شیعه ) برای بسیاری از کارهای خود ( عقد ، ازدواج ، حل اختلاف ، نوشتن قول نامه و... ) به این سه قاضی محلی سنی مذهب رجوع می کردند و این قضات بودند که بدون هیچ نگاه و تعصب مذهبی به صحبت های آنان گوش می کردند و برای مشکلات آنها راه حلی پیشنهاد می دادند.
ازدواج شیعه با سنی و سنی با شیعه تا امروز در بین مردم جاسک صورت می گیرد.
آری ، این داستان زندگی مسالمت آمیز سنی ها و شیعیان جاسک در طی نزدیک به یک قرن است و اکنون گزارشاتی از بعضی از مدارس سطح شهر جاسک می رسد که برخی از افراد اعزامی از ؟ به مدارس جاسک با بیان موارد اختلاف برانگیز و توهین آمیز نسبت به مقدسات و اعتقادات اهل سنت اذهان دانش آموزان کم سن و سال را مشوش می کنند و خدا می داند اگر این خبر به گوش مدیران مدارس از طریق دانش آموزان نمی رسید این افراد متحجر چه بلایی بر سر اعتقادات و باورهای دانش آموزان می آوردند.
بار دیگر روستای بحل واقع در ۵ کیلومتری شرق جاسک بعدازظهر امروز خبرساز شد.
باز بحل ، باز قتل ، باز کلاشینکف!!!
بهتر است سکوت کنیم زیرا با نوشتن و انتقاد ، امنیت به جامعه و منطقه ما باز نمی گردد.
باز بحل ، باز انتقام ، باز قتل و کشتار ولی این بار قتل فامیلی!!! و باز هم صدای گوشخراش کلاشینکف
بعدازظهر امروز ۲ نفر در ساحل روستای بحل به قتل رسیدند... همین...