محمد فلاح کهن با گفتن این جمله در همایش روزی به یاد دیروز من و سایر دوستان را در مجموعه انجمن فخردانش به شدت خوشحال کرد. ۸ اسفند به درخواست دوستان مطلبی تحت عنوان " امسال جشن فخرآفرینان نداریم!!! " نوشتم و از عدم برگزاری مراسم از تجلیل برترین های کنکور ۸۸ در جاسک خبر دادم.
شنبه ۸ اسفند ساعت ۱۱ شب: خیلی پشیمان بودم از اینکه مطلب را در وبلاگ نوشتم. با خودم می گفتم ما می توانیم امسال همانند سال های قبل جشن را برگزار کنیم. همین فکر جرقه ای شد تا به طرف منزل دوست عزیز ارشد صدیقی عضو هیات موسس انجمن بروم و آن چه را که در ذهن داشتم با او در میان بگذارم. ( در نا امیدی هم بسی امید است ، قابل توجه کسانی که امید خود را زود از دست می دهند و به دست نمی آورند. )
ارشد از پیشنهادم استقبال کرد و خیلی خوشحال شد و در آن لحظه با مهراب قشمی زاده دبیر انجمن هم تماس گرفتیم و او با اینکه فاصله زیادی با ما داشت ولی خودش را به منزل ارشد رساند. همان شب شروع به برنامه ریزی کردیم. وقت خیلی تنگ بود و هر ساله ما تدارک برگزاری مراسم را از یک ماه قبل از آن می دیدم ولی این بار با ۲۰ روز تاخیر با نام خدای متعال شروع کردیم. باید تقسیم وظیفه می کردیم و ارشد صدیقی با اینکه باید روز بعد برای انجام کارهای مربوط به پایان نامه اش به جهرم و شیراز می رفت ولی باز هم ما را تنها نگذاشت و همراه من و مهراب برخی از وظایف را به عهده گرفت. روی بعد سفارش تندیس ها را به یک کارگاه در شیراز دادم و قول داد تا ۲۴ اسفند سفارشات را تحویل دهد.همان روز با آقای فلاح کهن مدیریت آموزش و پرورش جاسک تماس گرفتم و ایشان را در جریان کار قرار دادم و ایشان با اینکه وقتشان بابت درگیری و مشغله کاری در مورد برگزاری همایش روزی به یاد دیروز پر بود ، از این پیشنهاد استقبال کرد و قول داد پا به پای ما در برگزاری این جشن قدم بگذارد و بعد از برگزاری همایش روزی به یاد دیروز جلسه هماهنگی برگزار کنند. به همراه مهراب نامه هایی خطاب به برخی خیرین شهر جاسک تنظیم و برایشان ارسال کردیم و این بزرگواران قول دادند که مانند هر سال در کنارمان باشند.
دیشب نیز جلسه هماهنگی در دفتر فلاح کهن برگزار شد و اینک با اینکه وقت کمی برای آمادگی برگزاری این جشن داریم ولی به لطف خدا و همکاری دوستان تقریبا کارهای اصلی و مهم را انجام داده ایم خوشحال هستیم که امسال نیز خداوند توفیقی داد تا تجلیلی از عزیزان دانشجو کنیم.
روزی برای فردا ، جشن بزرگ فخرآفرینان ، تجلیل از برترین های کنکور ۸۸
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۹ ، مدرسه آیت الله طالقانی واقع در خیابان معلم شهر جاسک
شما هم رسانه شوید و به دوستان و آشنایان خود و خصوصا کسانی که امسال ( سال تحصیلی ۸۹-۸۸ ) موفق به شروع تحصیل در رشته های علوم پزشکی ( پزشکی ، داروسازی ، دندان پزشکی ) و نیز پذیرفته شدگان رشته های کارشناسی ارشد و دکترا شده اند اطلاع دهید.
منتظر یکایک شما بزرگواران نیز هستیم.

بالاخره ۱۳ اسفند آمد.
روز بزرگی برای اساتید و فارغ التحصیلان دبیرستان های جاسک.
حسین بهرام دبیر همایش دقایقی قبل از شروع همایش اطلاع دادند که خوشبختانه همه تمهیدات برای برگزاری یک مراسم با شکوه دیده شده و مهمانان خارج از شهرستان از ساعت ۲ بعد از ظهر وارد شهر شده اند و مورد استقبال ستاد برگزاری قرار گرفته اند. بهرام در ادامه افزود : هیچ مشکلی الحمدالله نداریم و با تمام قوا آماده پذیرایی حضار هستیم. وی در ادامه نکته قابل توجهی را گفت که مهمانی از خارج از کشور نیز تا ساعتی دیگر وارد شهر جاسک خواهد شد. انتظار این می رفت که مهمانان بیشتری از خاج از کشور به جاسک بیایند که آن بزرگان ضمن تقدیر و تشکر از زحمات مسئولین برگزاری از اینکه نمی توانند در همایش حاضر شوند عذرخواهی کردند.
از روز چهارشنبه تیم بزرگی متشکل از فرهنگیان و فرهنگ دوستان جاسک شبانه روزی تا این لحظه در محل برگزاری همایش حاضر شده و در حال تلاش هستند و این زحمات را به هم کلاسی ها و استاید خود تقدیم کرده اند. دست همه دوستان از قدیم تا جدید که برای برگزاری این مراسم تلاش کردند درد نکند!
اولین به روز رسانی در ساعت ۱۷ - ۹۰ دقیقه قبل از شروع همایش
- ساعت ۱۹ - اندک اندک جمع یاران می رسد... اندک اندک عاشقان برای لحظه وصال می آیند. دسته دسته بسیاری از دانش آموزان قدیمی در کنار اساتید ۳۰ سال قبل ایستاده اند و به یاد آن روزها می گویند و می خندیند. بسیاری هنوز یکدیگر را نشناخته اند و کم کم از ادرس ها و نشانی ها یکدیگر را به جا می آوردند. فضای دراماتیکی است. نسل خیلی قدیمی در کنار نسل قدیمی و امروز...

- ساعت 19:30 برنامه با تلاوت قرآن کریم با قرائت آقای داوودی از فرهنگیان آغاز شد.
- بعد از قرائت قرآن نماهنگ زیبا با مضمون مدرسه و یاران قدیمی توسط هنرمندان انجمن تئاتر و نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اجرا شد که آهنگ های حماسی مانند " ای ایران ، الله الله ، یار دبستانی من و... در این نماهنگ گنجانده شده بودند و از نکات جالب اجرای نماهنگ این بود که سرود ملی کشور در اواخر این اجرا به شیوه جالبی نواخته شد.

- ساعت 19:50 ، دو مجری برنامه آقایان حسین بهرام و پیرداد لاهی در برابر مدعوین حاضر و با خواندن قطعه شعری برنامه را آغاز کردند. این دو مجری بعد از خیرمقدم اولیه از آقای فلاح کهن مدیریت آموزش و پرورش جاسک برای ایراد سخن دعوت کردند.

- محمد فلاح کهن اولین سخنران این همایش صحبت های خود را با خواندن شعری از حافظ آغاز کرد و به همه حاضرین و خصوصا مهمانان خارج از شهرستان خیرمقدم گفت. فلاح کهن 13 اسفند را نقطه عطفی در تاریخ فرهنگ و آموزش و پرورش جاسک خواند. او در ادامه گفت : روزی به یاد دیروز پاسداشت گذشته است و امید داریم همایش روزی برای فردا را برای تقدیر از نسل امروز به کمک انجمن فخردانش در همین مکان برگزار کنیم. فلاح دلیل برگزاری همایش را در حیاط مدرسه طالقانی را این چنین بیان کرد که در سال 43 اولین دبیرستان جاسک به نام 25 شهریور در این مکان ساخته شد. او احترام به مکان هایی که در آن علم آموختیم را ضروری دانست.

دومین به روز رسانی در ساعت ۲۰:۳۵
- در ادامه برنامه حسین بهرام دبیر همایش گزارش عملکرد را خواند. بهرام گفت : این همایش متعلق به همه ماست چون اینجا مهمان و میزبان نداریم. او از همه کسانی که در برگزاری این همایش از دی ماه تاکنون تلاش کردند تقدیر و تشکر کرد. حسین بهرام در ادامه نام های دبیرستان طالقانی فعلی را از بدو تاسیس برای نسل جدیدی که در همایش حاضر بودند را خواند. از 25 شهریور تا دکتر مصدق و محمد احمدیان تا طالقانی...
بهرام جاسکی ها را قدردان همه خیرین و تلاشگران آبادی جاسک خواند. او گفت ما جاسکی ها برای هر کسی که در جاسک خدمت کرد و برای خطه جاسک تلاش کرده از آقای خطیبی در سال های دور تا فلاح کهن در امروز تقدیر می کنیم. او ابراز امیدواری کرد که بازخورد این گردهمائی در جامعه امیدواری نسل جدید به آینده و تجلیل از گذشتگان باشد.
- بعد از گزارش بهرام دانش آموزان هنرستان دخترانه حضرت مریم سرود بلوچی بسیار زیبایی را به نام " بَنگُلان مَی مُلک " را با آهنگسازی شاد هنرمندان انجمن موسیقی اجرا کردند که بهترین سرود دانش آموزان بلوچ بود که تا حالا شنیده بودم.

- سخنران بعدی استاد محمد خطیبی زاده رئیس فرهنگ ( آموزش و پرورش قدیم ) جاسک در 40 سال قبل بود. خطیبی با خطاب قرار دادن فلاح کهن این چنین گفت : آقای فلاح شما با برگزاری این مراسم مرا به آن روزها و سال های قبل بردید ، روزی که معلم جوان و کوچکی بودم و به این خطه آمدم. او به حاضران گفت جاسک خیلی چیزها به من آموخت و هیچ وقت جاسک و جاسکی را از یاد نخواهم برد. او گفت هر وقت نام جاسک می اید به یاد سورگلم ( روستایی در 45 کیلومتری شرق جاسک ) می افتم. او در ادامه از خاطرات خود در سورگلم گفت. خطیبی هر چند دقیقه با آوردن نام جاسک اشک از گونه هایشان جاری می شد و می گفت این اشک شوق است ، اشک دیدار ، اشک شادی... . او از مرحوم حاج احمد مسقطی اولین رئیس اداره فرهنگ جاسک یاد کرد که با چه شوقی مدرسه هاشمی پور را اداره می کرد.

از قدیمی ها شنیده بودم که خطیبی ناظم سختگیری در مدرسه های جاسک بود و به نظم و انضباط بسیار اهمیت می داد. او در ادامه از همسر خود که در جاسک یار و یاور او بوده تجلیل کرد. خطیبی در آن سال ها برای رساندن درد و صدای مردم جاسک به مسئولین کشوری تلاش های زیادی کرد و خدمات شایانی را در زمینه بهداشتی و آموزشی به مردم جاسک نمود.
استاد در ادامه گفت : هر وقت نام جاسک می آید و یا جاسکی را می بینم و حتی به یاد جاسک می افتم اشک می ریزم چون عاشق جاسک و جاسکی هستم. او خطاب به مردم جاسک گفت : شما جاسکی ها باید عاشق خاک و وطن و زادگاه خود باشید و جاسک را دوست بدارید و باز هم اشک...

- در ادامه قاسم برنده رئیس انجمن شعر و ادب ، قطعه شعر روزی به یاد دیروز را سرودند که مورد تشویق حاضران قرار گرفت.
- قسمت بعدی مراسم پخش نماهنگ روزی به یاد دیروز بود. تصاویری از مدرسه هاشمی پور و دانش آموزانی که به یاد قدیم با هم بازی می کردند.
- حسین بهرام مجری برنامه از طرف همه دانش آموزان و اساتید قدیم در برابر استاد خطیبی ادای احترام و تعظیم کرد و اشک ریخت و گفت این اشک شوق بود ، اشکی به یاد دیروز. او در ادامه گفت که اینترنت یک دهکده بزرگ جهانی برای بیان اندیشه های انسان هاست . بهرام در ادامه از تبدیل شدن فضای اینترنت به مکان تسویه حساب های شخصی افراد انتقاد کرد و گفت ما باید در اینترنت بگوئیم ما خوبیم ما خوبیم و ما خوبیم.
سومین به روز رسانی در ساعت ۲۲
- سخنران بعدی مراسم حیدر حیدری نژاد از فرهنگیان قدیمی جاسک بود. او گفت امشب ، شبی پر از احساس و در تاریخ جاسک بی نظیر است و امشب خطیبی بذری را که در 40 سال قبل کاشته بود برداشت کرد. حیدری هم از مرحوم حاج مسقطی گفت که او به ما درس های زیادی اموخت.
او هم به یاد قدیم خاطره ای از آن دوران تعریف کرد. حیدر حیدری در ادامه خطاب به حاضرین گفت : وقتی در وبلاگم برای اولین بار از روزی به یاد دیروز نوشتم دوستان بسیاری از اقصی نقاط جهان از استرالیا تا دبی و از قطر تا سوئد برایم کامنت و یادداشت های پر احساسی می نوشتند و خیلی دوست داشتند که در امشب در این مکان به یاد آن سال ها بنشینند. او در ادامه از مسئولین درخواست کرد که فضای مدارس را به گذشته برگردانید و کاری کنند که صفا و صمیمیت در مدارس حاکم شود و دانش آموزان امروز احترام اساتید را نگاه بدارند.
- محمد نوازنده سروده بسیار زیبایی به زبان بلوچی را همراه با موسیقی تنبیرک ( تنبورک ) اجرا کرد که این قسمت از برنامه هم با تشویق حاضران همراه بود.

- عبدالجلیل عابدینی که در دهه 30 و 40 شمسی در جاسک خدمت می کرد دیگر سخنران این همایش بود. او می گفت در سال 34 که وارد جاسک شدیم به همراه مرحوم حاج احمد مسقطی از مدارس هاشمی پور جاسک و هاشمی پور جاسک کهنه بازدید کردیم و مشاهده کردیم مدارس به صورت مکتب خانه اداره می شود و درپی اصلاح این ساختار برآمدیم. او سال های اولی که به جاسک آمده بود را سال های خنثی کردن مشکلات و موانع و سال های بعد را تمرکز بر روی پیشرفت و آبادانی جاسک خواند. عابدینی بیان کرد در ان سال ها وزرای بسیاری از جمله وزیر بهداشت و وزیر جنگ به جاسک می آمدند که ما از فرصت حضور انها استفاده می کردیم و مشکلات این منطقه را به گوش مسئولین رده بالا می رساندیم.
- حسام بختیار و مسلم شیرعلی با اجرای زیبای آهنگ " از جاسکُم اَگَم که لیلَ زارِن " حاضران را به وجد آوردند.
- در قسمت بعدی برنامه از مرحوم حقدوست رئیس آموزش و پرورش جاسک در سال های دور یاد شد. مرحوم حقدوست در سال هایی که جاسک بودند خدمات فراوانی از جمله ساخت فضاهای آموزشی به این مردم کردند. مرحوم حاج احمد مسقطی ، استاد محمد خطیبی زاده ، مرحوم حقدوست و فلاح کهن حق بسیاری بر گردن مردم جاسک دارند و نام این بزرگوارن در تاریخ فرهنگی ، آموزشی جاسک تا به ابد ثبت شده است.
- سید عباس هاشمی پور ضمن تبریک این ایام به بیان خاطراتی از زمان تحصیل و تدریس خود در دبیرستان های جاسک پرداخت . سید عباس نیز از حاج مسقطی یاد کرد و گفت در ان سال ها که کمتر معلمی به جاسک می امد او بود که تمامی کلاس های مدرسه را اداره می کرد. او در ادامه از نظم و انضباط استاد خطیبی گفت که وقتی متوجه ابهت و بزرگی ایشان شدیم که پا به سربازی گذاشتیم و مشاهده کردیم حتی تیمسارهای ان زمان هیبت خطیبی را نداشتند. او از برادران خود در خارج یاد کرد که خیلی دوست داشتند در این همایش حاضر شوند و فقط پیام یکی از برادرانش ساکن ایتالیا را به نسل جدید رساند که او اینک متخصص گوش است روزی در پشت نیمکت های همین دبیرستان جاسک بوده و به آن نیز افتخار می کند.
- علی بلوچ سرود " هی السبحان " را در این قسمت اجرا کرد.
- خورگوئی از معلمین قدیمی که در سال 46 به جاسک آمد به دست اندرکاران همایش بابت برگزاریش تبریک گفت 13 اسفند 88 روز وحدت دانش آموزان قدیم و بزرگ مردان و بزرگ زنان امروز خواند.
او با بیان خاطره ای از ان دوران گفت که ما مسیر بندرعباس به جاسک را که الان 3 ساعت است در آن روزها 2 روزه می پیمودیم. او گفت در اولین روزی که جاسک امدیم مرحوم مسقطی ما را به حضور پذیرفتند و او نیز از مقام مرحوم مسقطی تجلیل کرد و او را مشوق خود خواند.
او در ادامه گفت که بر خود می بالم که اساتیدی مانند حیدری نژاد و رضانیا را تربیت کردیم و به جامعه جاسک و منطقه تحویل دادیم. او از مردم جاسک خواست که قدر بزرگانی چون فلاح کهن را بدانید چون خدمات زیادی به جاسک ارائه دادند.
- نواب زومکی از جوانان محله مقسا نعتی در مدح رسول اکرم سرودند.
- همایش بزرگ روزی به یاد دیروز پس از 4 ساعت در ساعت 23:30 با سرودن قطعه شعری توسط حسین بهرام و پیرداد لاهی پایان یافت.
عکس های یادگاری شروع شد... چرق چرق دوربین های به گوش می رسید.

آخرین به روز رسانی : جمعه شب ساعت ۲۳:۵۹

این مطلب باز هم با تصاویر جدید به روز خواهد شد...
*******************************
۱۴ اسفند ۸۸ چهارمین سال راه اندازی وبلاگ بندرجاسک

پنج شنبه شب جلسه شورای مرکزی انجمن فخردانش به مناسبت پنجمین سالگرد تاسیس انجمن برگزار شد. حدود ۲ ساعت با دوستان به بحث و گفتگو در مورد مشکلات انجمن مشغول بودیم. هر یک از دوستان ایده و طرحی برای پیشرفت کار می داد. مهم ترین مسئله ای که دوستان را نگران کرده نداشتن پشتیبان مالی برای انجمن بود. ما فخردانشی ها از سال ۸۳ تا ۸۷ با جمع آوری بودجه ای اندک پنج جشن بزرگ فخرآفرینان به منظور تقدیر از راه یافتگان به مراکز عالی دانشگاهی ( بیش از ۱۰۰۰ نفر ) و چند نوبت کلاس های آمادگی کنکور( با شرکت بیش از ۳۰۰ نفر از محصلین ) با کمک بسیاری از افراد از جمله مدیران مراکز پیش دانشگاهی راه دانش و شهدای هما ( دکتر صبوری و خانم هاشمی پور ) و نیز شخص محمد فلاح کهن مدیریت آموزش و پرورش جاسک برگزار کردیم. اسفند ، ماه فعالیت های انجمن بود ، از سفارش تندیس و سررسید زرکوب شده با آرم انجمن تا سفارش و چاپ لوح های تقدیر و هماهنگی با برخی از نهادها و از جمع آوری اسامی قبول شدگان تا فرستادن دعوت نامه برای آن ها و از اطلاع رسانی تا جذب منبع مالی و ده ها فعالیت دیگر...
اما هر چقدر در جلسه بیشتر به مشکلات می پرداختیم از برگزاری برنامه و جشن فاصله می گرفتیم. یکی از دغدغه ها هم عدم تمدید اعتبارنامه در موعود مقرر بود که ذهن بچه ها را مشغول کرده بود و در این فرصت کوتاه پیگیری اش بسیار سخت بود.
ساعت ۹ شب بود و بایستی بابت این نشست نتیجه گیری می کردیم ، نتیجه ای که شاید فاصله ما را از انجمن و دوستان بیشتر می کرد. به پایان جلسه رسیدیم و بغض گلویمان می فشرد و مجال صحبت کردن نمی داد. هر چه در وجودمان تقلا می کردیم که بار دیگر با دوستان در مورد ششمین جشن صحبت کنیم ، نمی شد.
آری، این چنین تصمیم شد که اعلام کنیم که به دلیل نداشتن پشتیبان مالی ، عدم تمدید اعتبارنامه انجمن ، نداشتن دل و دماغ کار و ده ها مشکل و مانع دیگر ، بایستی سال ۸۸ را بدون برگزاری ششمین جشن فخرآفرینان به پایان برسانیم
!!!
هرگز فکرش را نمی کردیم که چنین شود...
امیدواریم ، امیدواریم ، امیدواریم که بتوانیم ، بتوانیم ، بتوانیم:
در سال ۸۹ از پذیرفته شدگان برتر سال ۸۸ تجلیل کنیم.
پ.ن:ارشد صدیقی عضو هیات موسس انجمن در قسمت نظرات مطلبی نوشته بود که :
باسلام
از نتیجه جلسه شورای مرکزی بسیار متاسفم(البته بنده عضو آن نیستم)).
از سال 83 تا الان بسیار کوشیدیم تا برای رشد علمی شهرستان در حد وسع و توان از هیچ کاری دریغ نکنیم. نتایج خوبی گرفتیم (البته از نظر بنده).
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گرمراد نیابم به قدر وسع بکوشم
از جشن فخرآفرینان گرفته تا برگزاری کلاس های کنکور در تابستان و حمایت مالی از برخی دانشجویان و... .
امید است که مورد رضای پروردگار قرار گرفته باشد.
با توجه به مسایل و مشکلات فعالیت انجمن به عنوان هیات موسس به اتفاق دو تن دیگر از هیات موسس در مورد انحلال انجمن بزودی تصمیم خواهیم گرفت .
و نتیجه آن را به اطلاع همه اعضا از طریق همین وبلاگ خواهیم رساند.
به قول دوستی:
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است.
امیدوارم این گونه که ارشد صدیقی در مورد انحلال انجمن نوشته ، نشود و همه دست به دست هم دهیم و مشکلات را بر طرف کنیم.

خبر رسید که حماسه سرای بلوچستان رفت!
استاد کمال خان هوت یا همان کمال هان یا کمالان نوازنده تنبورک یا تنبیرک ، خواننده و شاعر حماسه سرای بلوچستان در سن ۶۸ سالگی در بیمارستان امام علی چابهار به دلیل ضعف جسمانی درگذشت.
او تاریخ زنده بلوچستان بود. با خواندن اشعار حماسی بلوچستان تاریخ این سرزمین کهنه را برای نسل ها و نسل ها زنده نگه داشت. او نوای بلوچستان بود. او همه بلوچستان و بلوچستان همه او بود.
استاد محمدرضا شجريان مهر ماه 86 در مراسم بزرگداشت کمال خان که توسط شوراي عالي فرهنگستان هنر برگزار شد در مورد اين هنرمند گفته بود: براي من مايه خشنودي و مباهات است که امروز دربزرگداشت بزرگواري از اهالي موسيقي بلوچ شرکت مي کنم در حالي که بايد بگويم متاسفانه تا کنون آن گونه که شايسته است اين فرهنگ را نشناخته وازملا کمال ها تقدير نکرده ايم.
یادش گرامی باد...




صاحب اثر و مجسمه ساز: مهدی قنبری
دوشنبه ۱۷ اسفند ۸۸ ساحل شنی مقسا بالا مجسمه سازان منتظر شمایند...
برای اطلاع بیشتر با شماره تلفن ۵۲۲۳۰۰۳ - ۰۷۶۶ اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان جاسک تماس حاصل فرمائید.

ما چند تن بودیم . چند پرنده . بال هایمان را تازه شسته بودیم . دریا بود و ساحل بود . از روی نور که رد شدیم کسی ما را شکار کرد ... چــِرک .
و بعد گفت: کاش آن یک پرنده ی تنها کمی دیر آمده بود... ( موسی عامری )
منبع : فتوبلاگ منصور وحدانی

اینترنت جاسک در حدود ۲۴ ساعت قطع بود. روبروی مرکز اینترنت جاسک سیستم یک دستگاه لودر در حین انجام کار کابل های تلفن و دیتا متصل به این مرکز را از بین می برد و مرکز اینترنت بیسیم سریر هم از اولین ساعات بامداد جمعه به دلیل قطع و وصلی های فیبر ارتباطش قطع شده بود.
کابل بندرفجیره ( امارت ) - بندرجاسک ( ایران ) که اصلی ترین راه ارتباطی اینترنت ایران است به گفته مسئولین شرکت های زیر ساخت اینترنت کشور از ۱۲ بهمن به دلایل نامعلوم!!! قطع شده و ۳۰ درصد اینترنت کشور را دچار اختلال کرده و احتمالا تا بعد از ۲۲ بهمن باید با اینترنت کم سرعت دست و پنجه نرم کرد.
الان هم باران نسبتا شدیدی در شهر جاسک می بارد و شاهد آب گرفتگی خیابان های اصلی و کوچه های شهر هستیم و دلیلش هم آسفالت نامناسب سطح شهر است. هواشناسی هم اعلام کرده این وضعیت در جنوب و جنوب شرق ایران تا یکشنبه ادامه دارد.
الهی به امید رحمت های بی پایان تو...
هر وقت که باران می بارد به یاد شعر " باز باران با ترانه " اثر گلچین گیلانی می افتم :
باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا


آن مرد آمد...
آن مرد در شب آمد...
آن مرد آمد.آن مرد با تمام سختي ها آمد. اکنون آن مرد مانده تا با ما باشد. آن مرد نرفته بود که نیاید.او آمده که بماند ، بماند و نويد صبحي روشن را به دوستان خود بدهد...
آن مردآمد...
آن مرد درشب آمد...
آن مرد ايمان دارد که مي شود ، مي توانيم، چون مي خواهيم. خواستن ، يعني شدن يعني توانستن.يعني جاسکی مي تواند...
يعني جاسکی مي تواند پله هاي رشد و علم و ترقي را طي کند. جاسکی مي تواند آن هم در پرتو نور دين ، جاسکی مي تواند...
مي گفت زمان ترس و وحشت و عقب ماندگي گذشته است.امروز بايد شجاعانه ماند و برای پيشرفت جاسک تلاش کرد...
آن مرد آمد...
آن مرد در شب آمد...
تقدیم به یار دیرین ، همراه همیشگی ، همفکر و همکار خستگی ناپذیر خودم

نشستم به بخت خودمان گریه کردم
دوباره به حال بدمان گریه کردم
عجب روزگاری ٬ عجب سرنوشتی
به بخت بد و روزگار خودمان گریه کردم
ملک بوديم و آدمی گشته ايم
و ما زین که " آدم " شديم گریه کردم
دروغ و دورویی ٬ وفا را ؟ نجویی
چه دردی چه زخمی باز هم گریه کردم

تنفر ز مهر و خیانت به پاکی
من اما به حال دلمان گریه کردم
کجا شد مروت چه شد سادگی؟
ندانم چرا باز هم گریه کردم؟
نشستم ٬شکستم ز نیرنگ بيگانگان
چو دیدم جفا با دلمان ٬ گریه کردم
پناه غمی اشک ! فریاد غم
ز دست دل و بار غم گریه کردم
روزگار قريبي است...
شما هم گريه كنيد...

هفته قبل از طریق دوستان سیریکی با خبر شدم که در روز جمعه ۲ بهمن ۸۸ به مناسبت فرارسیدن سالگرد شهرستان شدن بندرسیریک همایش و گردهمائی بزرگی برگزار خواهد شد. صبح جمعه ساعت ۷:۲۰ به سمت بندرسیریک حرکت کردیم و ۸:۴۵ به ساحل مشترک گروگ و سیریک رسیدیم. ساحل تمیز و پاک و دریای آرام سیریک هر بیننده ای را به طرف خود جذب می کند. موقع ورود به ساحل دو تن از دوستان وبلاگ نویس منطقه استاد محمد آراسته ( وبلاگ گروگ تحریر ) و مسعود زرهی زاده ( وبلاگ مسعود زرهی زاده ) عضو شورای شهر سیریک به استقبال ما آمدند. محمد آراسته شخص نسبتا مسن ولی خوش تیپ و دل جوان و مسعود خان هم جوان ترین عضو شورای شهر سیریک که شخص فعالی در امور اجتماعی و شهری است با روی باز ما را پذیرفتند. نکته قابل توجهی که در ساحل سیریک به چشم می خورد حضور چند هزار نفری اهالی منطقه بیابان بود. زن و مرد ، پیر و جوان ، خرد و کلان همه و همه آمده بودند تا یک سالگی شهرستان شدن سیریک را جشن بگیرند.
ساعت ۹:۱۵ مسابقه دوومیدانی با حضور بیش از ۵۰ قهرمان ملی و کشوری آغاز شد و در پایان دونده استان فارس به مقام اول رسید. بعد از این مسابقه دوومیدانی مسابقه شترسواری آغاز شد و در پایان این مسابقه شترسوار اهل جلابی بندرعباس به مقام اول دست یافت.
نکته قابل توجه در مسابقه دوومیدانی حضور نوجوان ۱۲ ساله اهل یکی از روستاهای سیریک در بین قهرمانان بود که تا خط پایان نیز دوید و مورد تشویق تماشاگران و حتی شرکت کنندگان قرار گرفت.
پس از پایان این دو تورنمنت مراسمی در پارک ساحلی سیریک با حضور مسئولین کشوری ، استانی و منطقه برگزار شد. در این مراسم آقایان علیجانی نائب رئیس کنفدراسیون دوومیدانی آسیا ، کریمی رئیس فدراسیون دوومیدانی ایران ، سجاد مرادی و هادی سپهرزاد از قهرمانان دوومیدانی کشور در مسابقات بین المللی ، رئیس اداره کل تربیت بدنی هرمزگان ، روسای هیئت های ورزشی استان ، سید عبدالله هاشمی رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز ، استاد محمد خطیبی زاده عضو مجمع خیرین مدرسه ساز و... حضور داشتند. همچنین قرار بود که آقای سجادی معاون سازمان تربیت بدنی و کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال حضور داشته باشند که در آخرین لحظات به دلیل مشغله کاری نتوانستند خود را به این همایش بزرگ برسانند.
در پایان به ۱۰ نفر برتر مسابقه دو و ۳ نفر برتر مسابقه شترسواری و همچنین به ۳ تماشاگر هدایای نفیسی ( حج عمره بدون نوبت ، جایزه نقدی ۱ میلیون تومانی و تلویزیون رنگی ، موتورسیکلت و... ) اهدا شد. در پایان بار دیگر از ابراهیم دوستعلی زاده نوجوان ۱۲ ساله سیریکی تقدیر شد و از طرف فدراسیون دوومیدانی مبلغ ۱۰۰ هزار تومان اهدا شد و از او به عنوان قهرمان آینده کشور نام برده شد.
بعد از اتمام مراسم به همراه مسعود خان زرهی زاده به منزل ایشان رفتیم و با استقبال گرم او و خانواده اش مواجه شدیم. نهار را مهمان مسعود بودیم و بعد از اذان عصر به سمت جاسک حرکت کردیم.
برای مطالعه بیشتر و مشاهده تصاویر در مورد این تورنمنت بزرگ بر روی لینک های زیر کلیک کنید:
۱- وبلاگ گروگ تحریر ( استاد محمد آراسته )
۳- وب سایت سیریک نیوز ( 1 ) ( 2 )





